![]()
فانتزی های من... یکی از فانتزیام اینه که یه پیرمرد پولدار تصادف کنه و من برسونمش بیمارستان و نجاتش بدم ، اونم با بچه هاش مشکل داشته باشه و تمام زندگیشو به نام من بزنه و بمیره ؛ وقتی بچه هاش منو پیدا میکنن که پولارو بگیرن ، همه پولارو بندازم جلوشون بگم بردارید نامردها، اونی که با ارزش بود پدرتون بود.....
یکی از فانتزیام اینه که ازدواج کنم ، بچه دار شیم ، بچمون دختر باشه ، اسمشو بذاریم گیتا ، بعد با زنم دعوا کنم و جول و پلاسش رو که خواست جمع کنه بره خونه باباش بهش بگم : هرچی میخوای ببری ببر ، فقط گیتارو با خودت نبر !!!..
یکی از فانتزیام اینه که برم توی عروسی غریبه و موقعی که عروس میخواد بعله رو بگه یهو از وسط جمعیت داد برنم: نهههههههه باهاش ازدواج نکن ، من هنوز دوستت دارمممم … بعد فامیلای دوماد جنازمو ببرن سمت افق !..
یکی از فانتزیام اینه که یه شب بارونی ببینم دارن یه دختره رو اذیت میکنن منم برسم بهشونو دخل تک تکشونو بیارم !بعد دختره رو از رو زمین بلند کنم و کتمو دربیارم بدم تنش کنه … بعد سرشو بیاره بالا تو چشام نگاه کنه و بگه میشه اسمتو بدونم ؟ بعد من از توی کتم یه سیگار دربیارم روشن کنم ، بعد یه پوک عمیق بگیرمو یه لبخند ملیح بزنمو دودشو بزنم تو صورتش ، بعد دود که رفت کنار من غیب شده باشم و اونم یهو بیفته رو زمینو سرشو بیاره رو به آسمونو از ته دل داد بزنه خدااااااااااااا …..
یکی از فانتزیام اینه که با لحن جدی و خسته به یه دکتر بگم : لطفا حاشیه نرو دکتر !بعد بلند شم و از پنجره مطبش به افق خیره بشم و بگم : فقط بگو چند روز دیگه زنده می مونم ؟..
یکی از فانتزیام همیشه این بوده که توی سیستم عامل ویندوز یک مشکل پیدا کنم بفرستم براشون بعد بیل گیبس زنگ بزنه بگه مهندس لطفا بیا امریکا تو مجموعه من ، دخترمم میدم بهت کنیزت باشه تا آخرررر عمرش ، خونه ماشین پول همه چی میدم بهت … منم بعد از یک دقیقه سکوت بگم : خیلی دلم میخواد اما من متعلقم به این مردمم !!!..
آخرین ورژن فانتزیام اینه که ﺍﻓﻘﻮ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﻨﻢ و همینجوری الکی ﺗﻮﺵ ﻣﺤﻮ ﺷﻢ …..
یکی از فانتزیای مامانم اینه که بیاد تو اتاقم ببینه همه چی مرتبه …..یکی از فانتزیام اینه که یکی بخواد به یکی دیگه شلیک کنه بعد من داد بزنم نننننههههههههه و خودمو بندازم جلوی گلوله ، بعد خون بپاشه از قلبم بیرون و مردم دورم جمع بشن با گریه بهم افتخار کنن ؛ از اون طرف کارگردان داد بزنه کات اقا کات بازم خراب کردین اهههههه …..
یکی از فانتزیام اینه که بچه هام یه دو قلوی پسر و دختر بشن ! بعد اسم دوتاشونو بذارم “رها” … بعد وقتی که دعواشون میشه بزنن تو سر و کله ی هم ، منم داد بزنم بگم : رها ، رهارو رها کن !..
یکی از فانتزیام اینه که توی یک مهمونی یهو وارد بشم و دخدرا که دارن میوه پوست می کنن همه دستاشون رو ببرن از خوشتیپی من !!!و بعد از اینکه یِکَم نشستم ، پاشم حرکت کنم به سمت افق …..
یکی از فانتزیام اینه که یه روز پشت تلفن توی جمع بگم خودمو با اولین پرواز میرسونم …..
یکی از فانتزیام اینه که برای چند سال برم خارج و روی وسایل خونه م پارچه سفید بکشم و وقتی برگشتم بتکونمشون و خاک بلند بشه و منم سریع از موقعیت استفاده کنم و توی گرد و غبار محو بشم …..
میخوام اینبار که مراقب اومد بالا سرم گفت : سرت بچرخه و تقلب کنی صفر رد میکنم ، یه نگاه به سبک فانتزی بهش بندازمو بگم : منو از صفر میترسونی ؟ برو از خدا بترس ! اونم که منقلب شده بگه اوکی هانی از یو ویش !!!فانتزیه دیگه ممکنه وسطاش زبونشم عوض بشه ! پرابلم ؟..
یکی از فانتزیام اینه که چنتا آدم گردن کلفت اجیر کنم نزدیک افق تا هرکی خواست اون اطراف محو بشه بزنن دهنشو … !انگار محو شدن تو افق بچه بازیه ؛ زرت و زورت میرن افق محو میشن !!!..
یکی دیگه از فانتزیام اینه :سوار یه پیکان تاکسی بشم ، یه تراول ۵۰ تومنی تا نخورده رو بدم به راننده …راننده بگه آقا یه نفرید ؟؟؟منم یه کم مکث کنم و با یه لبخند معنی دار بگم : خعلی وقته …بعدش پیاده بشم و تو افق حرکت کنم !راننده هم از پشت صدام بزنه آقا … آقا … آقا ، بقیه پولتون !!!منم کُتمو بندازم رو دوشمو بی توجه به راننده تو تاریکیا محو بشم …..
یکی از فانتزی های دانشگاهیم اینه که با بچه ها یه برنامه بزاریم نمره ها که اومد بریم تو افق محو بشیم !!!..
یکی دیگه از فانتزیام اینه که متاهل بشم حسرت دوره ی مجردیمو بخورم و بسوزمو بسازم …..
یکی از فانتزیام اینه که تو عروسی اقوام یهوووووووو داد بزنم :“داماد چقدر انتره ، عروس ازون بدتره”..
یکی از فانتزیام اینه که یکی واسم یه جعبه بزرگ کادو بیاره و توش یه جعبه کوچکتر باشه و همین روند ادامه پیدا کنه و آخرش برسه به سویچ پورشه یا مثلا لامبورگینی !..
یکی از فانتزیام اینه که یه روز سوار مترو بشم بعد ترن توی تونل گیر کنه و دچار حادثه بشه اونوقت من با مشت بزنم حفاظ اون چکُشی که تو واگنها هست رو بشکنم بعد باهاش شیشه رو بشکنم بپرم بیرون و چراغ قوه ام رو از توی جیبم دربیارم روشن کنم و به بقیه بگم : از این طرف دنبال من بیاید ، منم میریم سمت ایستگاه توپخونه اونجا حتما نیروی کمکی هست !.
داشتم تو اتوبان میرفتم دیدم یه بچه ای رو موتور خوابش برده بود و داشت می افتاد باباش هم اصلا حواسش نبود. رفتم کنارش هر چقدر بوق میزدم نمی فهمید. آخرش رفتم جلوش و سرعتمو کم کردم تا ایستاد بهش گفتم : پس چرا حواست به بچه ات نیس ؟؟؟ یدفعه دو دستی زد تو سرشو گفت : اصغر پس ننت کوووووووو؟؟!!!!
زمستان
خسته ام!میخوابم...
بهار که آمد..
پیله ام را میشکافم..
تا با پرهای خیس..
دوباره عاشقت شوم...!

محـــکَــــم تَـــر از آنَــــم کـــه
بَـــرای تنــها نــبودنَـــم
آنچـــه را کــــه اســـمش را
"غــرور گــــذاشتــــه ام "
بَــــرایت بــه زَمیـــن بکــــوبـَـم
احـســاس مَـــن قیمتــی داشــتــــ ،کــــه تــــــو
بَــــرای پَــــرداخــت آن فَقیــــر بــــودی!!!

چرا چـشـمـای من خیسه؟
چرا عـکـساتـو میبـوسم؟
مـثـه بـاغی که خشکـیـده
دارم از ریـشـه میپـوسم
مـثـه دیـوونــههـا گـیجــم
همش بـیـهـوده میخـنـدم
دو تـا عـاشـق که میبینم
سـریع چـشـمـامو میبندم
خـودم داغـــم نمیفـهـمـم
زمان راحـت جـلـو میره
میخوام چـیـزی بگـم اما
گـلــومُ بـغــض میگـیـره
یعنی دیــوونـگــی ایـنــه؟
یعنی من دیگـه دیوونه َم؟
چـرا هـر روز سـاعتها
به عکست خیره میمونم؟
میخوام دیـوونه بـاشم تا
بـه ایـن دنـیـا بـفـهـمـونم
مـیـون ایـن هـمـه عـاقـل
فقط من گیج و دیوونـه َم
تـوُ ایـن روزای دلـتنگی
دارم هـر لحظه میبـارم
آخه دیوونگی چاره ست
واسه دردی که من دارم
جــواب ایـن چـراهــا رو
تـویی که خوب میدونی
نمیتــونــم ازت رد شــم
تـویی که خـوب میتونی

از قافله جا ماندم
درست بیست و چند سال پیش،
ماندم...
زندانی این روزگار زشت شدم...
روزگاری که
نه از جنس من است نه از برای من...
چه رسمیست دنیا!
از گردشش می نالیم و می نالیم
و روز زمین گیر شدنمان را جشن میکیریم!
نمیدانم...
قلمم زیر بار دردها ترک
برداشته کمرم خم شده!...
با این حال
هنوز هم به دوست لبخند میدهم
امروز آغاز زندگی دوباره
غربت نشینی ام و متولد شدنم هست...
به رسم عادت...
تولـــــــــــدم مبارک

مادرم پنجره را دوست نداشت...
با وجودي كه بهار
از همين پنجره ميآمد و
مهمان دل ما ميشد
مادرم پنجره را دوست نداشت...
با وجودي كه همين پنجره بود
كه به ما مژده باز آمدن چلچله ها را ميداد
مادرم ميترسيد...
مادرم ميترسيد..
كه لحاف نيمه شب
از روي خواهر كوچك من پس برود
يا كه وقتي باران ميبارد
گوشه قالي ما تر بشود
هر زمستان سرما
روي پيشاني مادر
خطي از غم ميكاشت
پنجره شيشه نداشت....
دخترک خنده کنان گفت که چيست
راز اين حلقه زرراز اين حلقه که انگشت مرا
اين چنين تنگ گرفته است به بر
راز اين حلقه که در چهره او
اينهمه تابش و رخشندگي است
مرد حيران شد و گفت
حلقه خوشبختي است حلقه زندگي است
همه گفتند : مبارک باشد
دخترک گفت : دريغا که مرا
باز در معني آن شک باشد
سالها رفت و شبي
زني افسرده نظر کرد بر آن حلقه زر
ديد در نقش فروزنده او
روزهايي که به اميد وفاي شوهر
به هدر رفته هدر
زن پريشان شد و ناليد که واي
واي اين حلقه که در چهره او
باز هم تابش و رخشندگي است
حلقه بردگي و بندگي است
دختر بودن يعني كله قند و لي لي لي لي ...
دختر بودن يعني پس اين چايي چي شد؟؟!
دختر بودن يعني الگوي خياطي وسط مجله هاي درپيت
دختر بودن يعني هموني باشي كه مادر و خاله و عمه ت هستن
دختر بودن يعني انتظار خواستگار مايه دار!
دختر بودن يعني چرا خونه اونقد کثيفه ؟؟!
دختر بودن يعني دختر و چه به رانندگي؟ تو بايد ماشين ظرفشويي بروني !
دختر بودن يعني بايد فيلم مورد علاقه تو ول كني پاشي چايي بريزي!
دختر بودن يعني نخواستن و خواسته شدن!
دختر بودن يعني حق هر چيزي رو فقط وقتي داري كه تو عقدنامه نوشته باشه!
دختر بودن يعني ببخشيد ميشه جزوه تونو ببينم؟!
دختر بودن يعني به به خانوم خوشگل....هزار ماشالااااااا...
دختر بودن يعني برو تو ، دم در واي نستا!
دختر بودن يعني لباست 4 متر و نيم پارچه ببره!
دختر بودن يعني خوب به سلامتي ليسانس هم كه گرفتي ديگه بايد شوهرت بديم!
دختر بودن يعني كجا داري ميري؟!اين چه وقته اومدنه ؟؟
دختر بودن يعني تو نميخواد بري اونجا ، من خودم ميرم!
دختر بودن يعني كي بود بهت زنگ زد؟! با كي حرف ميزدي؟! گوشيت و بده ببينم !
دختر بودن يعني خيلي خودسر شدي!
دختر بودن يعني اول ناموس پدر و برادر بعد هم ناموس شوهر وبعد هم پسر !
دختر بودن يعني با لباس سفيد اومدن با کفن رفتن !
دختر بودن يعني چون پير شدم ميخواد طلاقم بده رفته صيغه کرده !
دختر بودن يعني اجازه گرفتن واسه هرچي ، حتي نفس كشيدن !!
دختر بودن يعني وا يعني چي کتکت ميزنه مگه کم تو خونه از بابات خوردي.....
برو سر خونه زندگيت ! مردم حرف در ميارن !!!

میـــ ــدونـ ـی چـ ــرا وقتــ ـی میــخــ ـوای بـری تـو رویــ ــا ...
چشمــــ ــات رو میبنـــ ـدی؟
وقتـــ ــی میـخــــ ـوای گــریــ ـه کنــ ـیـ ...
چشمــــ ــات رو میبنـــ ـدی؟وقتــــ ـی میــخــ ــوای کسـ ــی رو ببــ ـوســ ـیـ ...
چشمــــ ــات رو میبنـــ ـدی؟❤چـ ــون قشنـ ــگ تـ ـریـن چیــ ـز های این دنیــ ـا قابل دیـ ـدن
نیسـ ـت !!

به سلامتی اونهائی که دوست دارم رو درک می کنند
و اونو به حساب کمبودهات نمی ذارن
اما معلوم نیس خودشون کجا درد دل میکنن
به سلامتی مداد پاک کن که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه
به سلامتي اونايي كه هزارتا خاطرخواه دارن.ولي دلشون گير يه بی معرفته !
به سلامتی اخلاق که فکر کنم این ترمم حذفش کنم
به سلامتی ترسو که گند میزنه تو کار آدم.
به سلامتی بی شرف که حداقل ادعای شرف نداشت.
به سلامتی خدا که این همه آدم داد زدن و صداش در نیومد.
به سلامتی دختر کافه دار که دیدنش تفریح مردای تنهاست.
به سلامتی دلستر که اگه نبود به سلامتی هم نبود.
به سلامتی شما که داری این نوشته رو میخونی.
به سلامتی خودش، خودم و خودت.
به سلامتی مردان و زنان شیردل توی اوین
که نامردای ترسو اسیرشون کردن.
به سلامتی ایرانسل که به آدم میفهمونه که:
قبول کردن بعضی پیشنهادها فقط از اعتبار آدم کم میکنه!
به سلامتي سربازي كه يك ساعت تو صف تلفن وا ميسته كه ٣ دقيقه با عشقش حرف بزنه ولي چيزي به جز مشترك مورد نظر درحال مكالمه هست نميشنوه
به سلامتی کسی که بهش زنگ میزی…..خوابه
ولی واسه این که دلت رو نشکنه
میگه:خوب شد زنگ زدی….باید بیدار میشدم . .
من برای خودم مینویسم، تو برای خودت بخوان. من حرف دلم را مینویسم، تو حرف دلت را بخوان. من برای عشق مینویسم، تو برای معشوقه هات بخوان حساب..بی حساب
غم نگاه آخرت ، تو لحظه ی خداحافظی
گریه ی بی وقفه ی من ،تو ان روزای کاغذی
قول داده بودیم ما به هم ، که تن ندیم به روزگار
چه بی دووم بود قول ما، جدا شدیم آخر کار
تو حسرت نبودنت ، من با خیالتم خوشم
با رفتنم از این دیار، آرزوهامو میکشم
کوله بارم پر حسرت ، تو دلم یه دنیا درده
مثل آواره ای تنها ، تو خیابونی که سرده
تا خیالت به سرم میزنه ، یهو گریم میگیره
آروم آروم دل تنگم ، داره بی تو میمیره
گل مغرور قشنگم ، من فراموشت نکردم
بی تو اینجا رو نمیخوام ، میرم و برنمی گردم

با هم بودن یک رویاست
ای کاش
این یک رویا نبود
دلم می خواست برای یکباربرای یکبارهم که شده دستهای
مهربانت رابه امانت برروی شانه هایم بگذاری تا گرمی داشتن
تکیه گاهی مهربان راحس کنم
صدای قدم هایت راکه میشنوم تمام صداهادرنظرم بی معنا
جلوه می کنند
ای بهترین تمام لحظاتم درسکوت روزهای زندگی ام ودرتاریکی
شبهای بی کسی ام ازتوسخن می گویم تمام لحظات دلتنگی ام
بهانه ی تورامیگیرند
برای امدنت لحظه ها نیز لحظه شماری میکنند وبرای دیدن
دوباره ات تمام دیده ها بی تابی

دلم میخواد از این به بعد
هر کی بهم گفت دوست دارم....
برم بغلش سرمو بزارم رو شونش
اروم بگم:خفه شو...
خسته شدم از دروغ
چگونه به تاول های پایم بگویم
که این همه راه را اشتباه امده ام؟؟؟؟؟؟
چگونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بدون تـــــــــــــــــــــــــــو
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ...
تنهايي رادوست دارم زيراعشق دروغي درآن نيست ...
تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ...
تنهايي را دوست دارم ز یرا خداوند هم تنهاست ...
تنهايي را دوست دارم زيرا....
در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار
کشيدنم راپنهان خواهم کرد
آهای مسافر خسته من ، دستت را بگذار بر روی دل من. میبینی که من نیز مثل تو خسته ام ، میبینی که من نیز مثل تو با غمها نشسته ام. آهای مسافر خسته من ، عاشق دل شکسته ات شده ام ، ببین مرا که محو نگاه زیبایت شده ام. من اینجا و تو آنجا هر دو دلشکسته ایم ، تا اینجا هم اگر نفسی است برای هم زنده ایم. من برای تو میشکنم و تو برای من ، راه راست بی فایده است ، تقلب میکنیم تا زندگی مات شود در این دایره غم… آهای مسافر خسته من ، شب آمده و باز هم یاد تو در دلم ، ستاره ها خاموش ، من مانده ام و وجودم که در حسرت است ، در حسرت یک آغوش …. آغوشی که لذتش تنها با تو است ، دنیا خواب است ، کاش بودی که بیداری ام تا سحر عادت است. آهای مسافر خسته من ،کجا میروی ، جایی نداری برای رفتن ، همه جا ماندنیست ، جز اینجا که نمیتوانیم بمانیم برای هم…. شعر غم میخوانم و اشک در چ

هميشه با تو ميمونم
چقدر اين جمله غمگينه
چرا چشماي مات من كسي اينجا نميبينه
تو از رفتن چه ميدوني
تمام واژه ها مردن
چه جوري ميشدم وقتي برام عكساتو آوردن
چقدر اين جمله غمگينه
تموم قصه بازي بود
تموم عشق تو چشماش
بفهمي صحنه سازي بود
تو با احساس من مردي
ديگه اينجا زمستونه
چرا بعد تو من تنهام
كسي اينو نميدونه
خيانت يعني تنهايي
همين حالي كه من دارم
همين بغضي كه ميبيني
هميشه توصدام دارم
خيانت يعني باور كن
كه ديگه بر نمي گرده
مرور خاطرات تو منو بيهوده تر كرده
چقدر اين جمله غمگينه
تموم قصه بازي بود
تموم عشق تو چشماش
بفهمي صحنه سازي بود
تو با احساس من مردي
ديگه اينجا زمستونه
چرا بعد تو من تنهام
كسي اينو نميدونه
هميشه با تو ميمونم
چقدر اين جمله غمگينه
چرا چشماي مات من كسي اينجا نميبينه
تو از رفتن چه ميدوني ![]()
|
مامانم خیلی دوست دارم
|
جدایی...

میخواهی بروی؟
خب برو…
انتظار مرا وحشتی نیست
شبهای بی قراری را هیچ وقت پایانی نخواهد بود
برو…
برای چه ایستاده ایی؟
به جان سپردن کدامین احساس لبخند میزنی؟
برو..
تردید نکن
نفس های آخر است
نترس برو…
احساسم اگر نمیرد ..بی شک ما بقی روزهای بودنش را بر روی صندلی چرخدار بی تفاوتی خواهد نشست
برو…
یک احساس فلج تهدیدی برای رفتنت نخواهد بود
پس راحت برو
مسافری در راه انتظارت را میکشد
طفلک چه میداند که روحش سلاخی خواهد شد
برو…
فقط برو…..

شقایق چرا گل همیشه عاشق شد؟
شقایق گفت با خنده ؛ نه بیمارم نه تبدارم
اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم
گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی
نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی
یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود
و صحرا در عطش میسوخت تمام غنچه ها تشنه
و من بی تاب و خشکیده تنم در آتشی می سوخت
ز ره آمد یکی خسته به پایش خار بنشسته
و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود ز آنچه زیرلب می گفت
شنیدم سخت شیدا بود
نمی دانم چه بیماری به جان دلبرش افتاده بود
اما طبیبان گفته بودندش
اگر یک شاخه گل آرد از آن نوعی که من بودم
بگیرند ریشه آن را بسوزانند برای دلبرش، آندم شفا یابد
چنانکه با خودش می گفت بسی کوه و بیابان را
بسی صحرای سوزان را به دنبال گلش بوده
و یکدم هم نیاسوده که افتاد چشم او ناگه به روی من
بدون لحظه ای تردید شتابان شد بسوی من
به آسانی مرا با ریشه از خاکم جدا کرد
و به راه افتاد و او می رفت و من در دست او بودم
و او هر لحظه سر را رو به بالا و تشکر از خدا می کرد
پس از چندی هوا چون کوره آتش،
زمین می سوخت ودیگر داشت در دستش
تمام ریشه ام میسوخت
به لب هایی که تاول داشت گفت اما چه باید کرد
در این صحرا که آبی نیست به جانم هیچ تابی نیست
اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من
برای دلبرم هرگز دوایی نیست و از این گل که جایی نیست
خودش هم تشنه بود اما نمی فهمید حالش را
چنان می رفت و من در دست او بودم
و حالا من تمام هست او بودم
دلم می سوخت اما راه پایان کو؟؟
نه آبی که نسیمی در بیابان کو؟؟
و دیگر داشت در دستش تمام جان من میسوخت
که نا گه روی زانوهای خود خم شد دگر از صبر او کم شد
دلش لبریز ماتم شد
کمی اندیشه کرد آنگه مرا در گوشه ای ار آن بیابان کاشت
نشست و سینه را با سنگ خارایی زهم بشکافت ... زهم بشکافت ...
صدای قلب او گویی جهان را زیر و رو می کرد
زمین و آسمان را پشت و رو می کرد
و هر چیزی که هر جا بود با غم رو به رو می کرد
نمی دانم چه میگویم!!
به جای آب خونش را به من می داد
و بر لب های او فریاد:
"بمان ای گل" که تو تاج سرم هستی دوای دلبرم هستی بمان ای گل
و من ماندم نشان عشق و شیدایی و با این رنگ و زیبایی
و نام من شقایق شد گل همیشه عاشق شد

تیکه های جدید پسرا به دخترا!!!!!!!!!!!!
1- خانم شماره بدم پاره کنی !؟؟؟؟!؟؟؟؟؟؟!
2- خانم ببخشید مستقیم از کودوم طرفه ؟؟؟
3- خانم شماره کفشمو بدم ؟؟؟
4- ( در برخورد با چندتا دختره زیبا ) هنوز فصل هولو نشده …
5- ( در برخورد با چندتا دختر کم سن ) مهد کودک تعطیل شد شما اومدین بیرون ؟؟؟
6- نازتو بخورم … شب شام نخوردم
7- این روز ها همه به من شماره می دهند شما چطور ؟؟؟
۸- خانم شما دوتا سه قلوئید ؟؟؟
9- دهات چه خبر ؟؟؟
10- فداتو بخورم
11- خودت مگه خواهر مادر نیستی ؟؟؟
12- خانم جیگرتو واسم بلوتوث می کنی ؟؟؟
13- ببخشید شما چه قدر شبیه دوست دختر اینده من هستین …
عیدتون مبارک

سلام دوستای عزیزم امیدوارم عید به همتون خوش بگذره
و امسال بهترین سال زندگیتون باشه
خداوندا؛ دستهایم خالی است و دلم غرق در آرزوها
یا به قدرت بی کرانت دستانم را توانا گردن، یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن. (کوروش کبیر)
منو بگیر از این روزای در به در
از این روزا از این شبای بی ثمرمنو ببر به خاطرات رفتمو
روزایی که تو جا گذاشتی پشت سر
تو کوچه ها نمی شه بی تو پرسه زد
خیابونا غریب و غم گرفته ان
کجا برم چرا نمی رسم به تو ؟
کجایی پس چرا نمی رسی به من؟
حالا که نیستم اشکاتو کی پاک کنه
کی عاشقونه می نویسه اسمتو
بدون من هزارسال دیگه هم
بدون کسی نمی شکنه طلسمتو
چقدر حرف مونده و نمی شنوی
چقدر راه مونده و نمی کشم
ببین کجای قصه پس زدی منو
محاله بی پناه تر از این بشم
غریبگی نکن دلم غریبه نیست
همونه که برات ستاره چیده بود
بگو که یادته بگو که یادته
همون که گفتی از خدا رسیده بود
تو شونتو نمی سپری به هق هقم
نه می گی عاشقی نه می گم عاشقم
نه تو دیگه برام اون عشق سابقی
نه من دیگه برات گل شقایقم
دیگر چیزی مرا به تو نمی رساند نه این جاده ها نه این ماشین ها نه این مترو لعنتی و نه این پاهای بی خاصیتم قبلا یک دلتنگی کوچک هم مرا به تو می رساند!

*********************
رفتــــی....
در را هم تـــ ــــ ــــق .........
پشــــت سرت بستـــی!
قربان دستـــت ،
یكـــ لحظه در را باز كن ، من دلم را بكشمـــ بیرون !!
***********************
از تــــــــو که می نویسم
هم وزن را رعــــایت می کنـــــــم
هم قافیـــــــــــــه را
اگر خودتــــــــــــ هم پیشم می بودی
که دیگر همه چیـــــــــز
ردیفـــــــــِ ردیفــــــــــ می شد"
*******************
شب قراریست
که ستاره ها برای بوسیدن ماه می گذارند
و چه زیباست شرم زمین
که خودش را به خواب می زند . . .
******************
سیگارت را
با او
روشن
کن
تکلیفت را
با من!
*****************
…پایان راه کاملاً پیداست!
می دهم قابش کنند
کنایه هایت را به رسم یادگاری.
و به همان دیوار میاویزمش!
جای همان دستخط تماشائی . . .
*******************
خواستـــــــــــی دیگر نباشی ...
آفرین چه با اراده !!
لعنتـــــــــــــــــــــــــــ به دبستانی که تو از درسها یش
فقط تصمیم کبری را آموختـــــــــــــــــــــــــــی
**************
نشانه میگیری
سنگ می اندازی و بعد خنده كنان !!
لِی..لِی..لِی..
پای میكوبی و میروی !!
بد جور با دلم "بــــــــــازی" میكنی !
***********************
هی فلانی ...
عاشقانه های مرا به خود نگیر...
مخاطب من معشوقه ایست که هنوز به دنیا نیامده....
تو که مدت هاست برای من از دنیا رفته ای !

خب بچه ها اول کدومتون شیر میخواین !؟
نه خدایی این یارو چی فکر کرده پیش خودش ؟![]()
یک آدم بیکار ، بی عار و دیوانه !
آقا لطفا خوب ماساژ بده ! از روغن زیاد استفاده نکن فقط پوستم حساسه !
با دقت به عکس توجه کنید ! چی میبینید !؟
۲ تا داداش با غیرت … ! ۲ تا مرد !
مادر بزرگ به این جیگری دیگه دیده بودین

دنبال بهانه ای بودم که باز بیایم و برایت بنویسم
همه احساسی را که به تو دارم...
بهانه ای جز دوست داشتت نیافتم و
این همان است که مرا برای ادامه زندگی امیدوار می کند
عزیزترینم همه جان و دلم فدای تو ...
تو که همه وجود منی و عاشقانه دوستت می دارم

زیـــر بــارون نفسـاتـــو دوســـت دارم
عـطـــر خـــوب، تــو رو بـارون میگیــره
بـا تــو زندگیـــم چــه رویــایــی میشـــه
بـا تــو ایــن قـلـــب یخــی جــون میگیــره
دوست دارم تمــوم لحظـه هامو با تـو باشم
دوســت دارم کـه دســت گـرمـتــو بگیــرم
دوسـت دارم تمــوم خاطراتـم با تــو باشــه
دوسـت دارم تـو انتظـار تلــخ تــو بمیـــرم
دوسـت دارم فقـــط چشــاتــو وا کـنــی
تـا ببیـنــی کـــه چـقــــدر دوســت دارم
همـــه خـوبـــی هـاتـــو بـاور مـی کـنـــم
نمــی تــونـــم بـی تـــو طـاقـــت بـیـــارم
زیـــر بــارون نفسـاتـــو دوســـت دارم






پشت چراغ قرمز ، پسرکی با چشمانی معصوم و دستانی کوچک گفت : چسب زخم نمیخواهید؟ پنج تا،صد تومن
آهی کشیدم و با خود گفتم : تمام چسب زخمهایت راهم که بخرم ، نه زخمهای من خوب میشود نه زخمهای
تو.
هرچند با این کار قلب او را میشکنی و او را ناراحت میکنی
ولی از انتظار نجاتش می دهی...
مهم نیست فرداچی میشه
مهم اینه که امروز دوستت دارم
مهم نیست که فرداکجایی
مهم اینه که هرجاهستی دوستت دارم
مهم نیست تاابد باهم نباشیم
مهم اینه که تاابد دوستت دارم
مهم نیست قسمت چیه
مهم اینه که قسمت شد دوستت داشته باشم


راز دل با کس نگفتم چون ندارم محرمی
هر که را محرم شمردم عاقبت رسوا شدم
راز دل با آب گفتم تا نگوید با کسی
عاقبت ورد زبان ماهی دریا شدم

میتونم تو لحظه های بی کسی واسه تو مرحم تنهایی باشم
میتونم با یه بغل یاس سفید تو شبات عطر ترانه بپاشم
میتونم از آسمون قصه ها واسه تو صدتا ستاره بچینم
میتونم حتی اگه دلت نخواد واسه تو روزی هزار بار بمیرم
میتونم با یه سلام گرمه تو تا ابد زندگیمو آبی کنم
میتونم رو شونه هات دردامو با هق هقم خالی کنم
میتونم با تو به هرجا برسم تو خواب اسمت رو فریاد بزنم
میتونم قصه ی دیوونگیمو تو کوچه های شهر داد بزنم
میتونم تا همیشه پا به پات توی هر قصه کنارت بمونم
میتونم زیر پر ستاره ها واست از لیلی و مجنون بخونم
میتونه نگاه مهربون تو منو تا مرز شقایق ببره
میتونه قشنگی چشمات من از یاد اقاقی ببره
میتونه دستای تو رو شونه هام خبر از یک شب یلدا رو بده
میتونه بوسه ی تو رو گونه هام واسه من نویده فردا رو بده
میتونه صدای گرم خنده هات همه ی قصه هامو رویایی کنه
میتونه گرمای مهربونیات همه ی زندگیمو مهتابی کنه
میتونه وجود سرد و خستم و شوق دیدار تو مبتلا کنه
میتونه حس غریب بودنت دردای زندگیمو دوا کنه
*******************************************
گودال خالی کن !
با مامانم دارم اسم فامیل بازی میکنم با حرف (گ), قسمت شغل که رسید با اعتماد به نفس کامل میگه: گودال خالی کن... :-| مامانه اشتغال زاست داریم؟!
***********************************************************************
یک دختر
لیست تلفن یک دختر
مامی
پاپی
امیر
امیر 2
امیر عشقم 3
امیر 4
ابجی
عباس
عباس 1
عباس عشقم 2
عباس 3
خاله مهتاب
سعید
سعید عشقم 1
سعید عشقم 2
سعید عشقم 3
سعید 4
خاله اقدس
علی
علی 1
علی 2
علی عشقم 3
علی 4
***************************************************************************
با آرامشم اعتماد پشه رو جلب کردم و بعد کشتمش .. از این دورویی خودم بیزارم ..!!! :|
****************************************************************************
ناشناس : دوست پسر داری؟
دختر : نه نه اصلا
ناشناس : من دوست پسرتم ... واقعا که ...
دختر : عزیزم به خدا فکر کردم که تو داداشمی !!
ناشناس : خوب داداشتم دیگه ،صبر کن خونه برسم من میدونم و تو....!
**********************************************************************
مے رسَــد به بالِــشِ " مـَن " !
که هـَر شـَبــ
نَقـشِ " تـو " را
عالے بازے مے کُــنَد...

************************************************************************
وقتی زنی به شوهرش میگوید: عزیزم ، من به تو کاملا اعتماد دارم
یعنی:
.
.
.
در طی هفته گذشته ، موبایلت ، جیبت ، کیفت و ده تا گردش آخر حساب بانکیت چک شده و مورد مشکوکی دیده نشده
*********************************************************************************
خداحافظ گل نازم ،کاشکی مهربون نبودی
میدونم سخت جدایی ،آخه عادت کرده بودی
بعد من خودم می دونم ،سخت زندگیت ،خرابه
اگه غیــر اینه، عشقم چرا چشــمات خیس آبه
چرا چشمات خیس آبه ،سرتو بزار رو شونم
عاشــقونه باورم کن ،یا ازم بــخواه بمونــم
چرا شونه هات می لرزه ، مگه سردته گل من
اگه میگی خوب خوبی ، چرا خیسه شونه ي من
تو اصلا بگو ببینم ، چرا ساکتی،نمیری
مگه تو نخواستی از من ،قول موندنو بگیری
توی لحظه های رفتن ، سرتو بزار رو شونم
می خوام دل بکنم از تو ،یه کاری بکن نتونم
یه کاری بکن که دیگه ، حرف رفتنم نیار
بزار اشکاتم بباره ، که حسابی کم بیارم
من فکرچشمای توام توبی خیال قلب من
با من مون تنها نرو قید همه چی رو نزن
دیگه فکر نمیکنم که یه روزی برمی گردی
به چه حقی منو به خودت وابسته کردی
انقدر غمم زیاده که دارم میسوزم اینجا
ولی تو خیالتم نیست که دارم میمیرم اینجا
قلب من آروم نمیشه ازروزی که رفتی بی من
دیگه برگشتی نداره میدونم دلگیری ازمن
دلتنگ و عاشق هستم اما رفع زحمت میکنم
انگار حافظ با من و من با تو صحبت میکنم
وقت قرار ما گذشت و تو نمی دانم چرا
دارم به این بد قولیت دیریست عادت میکنم
چه ارتباط ساده ای بین من و تقدیر هست
تقدیر و ویران میکند من هم مرمت می کنم
در اشتباهی نازنین تو فکر کردی این چنین
من دارم از چشمان زیبایت شکایت می کنم
نه مهربان من بدان بی لطف چشم عاشقت
هر جای دنیا که روم احساس غربت می کنم
بر روی باغ شانه ات هر وقت اندوهی نشست
در حمل بار غصه ات با شوق شرکت میکنم
یک شادی کوچک اگر از روی بام دل گذشت
هر چند اندک باشد آن را با تو قسمت میکنم
خسته شدی از شعر من زیبا اگر بد شد ببخش

سلام دوستای عزیزم
ترم جدید شروع شده
و دارم ظهر میرم
اگه بدی دیدید حلال کنید
دیر به دیر بهتون سر میزنم
برام دعا کنید
دلم واستون تنگ میشه
آنقَـدَر خـواستنی هستی و دور
که دِلم آب شد از خواستنَـت
و تو نیـلوفرِ آبیِ دِلم!
دلِ من دریا بود
تا نِشستی به دِلم شد مرداب
تا تو راحت باشی
من در این سَردی دائم
و تو در خانۀ قلـبم
هردو تـنهـاییم...

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم
پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس
تو را از بین گلهایی که در تنهاییم رویید با حسرت جدا کردم
و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی:
دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی
و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم
تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم
همین بود آخرین حرفت
و من بعد از عبور تلخ و غمگینت
حریم چشمهایم را به روی اشکی
از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم
نمی دانم چرا رفتی ؟
نمی دانم چرا شاید خطا کردم
و تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی
نمیدانم کجا؟
تا کی؟
برای چه ؟
ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید
و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت
و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد
گنجشکی
که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه برمی داشت
تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شد
و بعد از رفتن تو آسمان چشمهایم خیس باران بود
بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد
من بی تو هزاران باردرهر لحظه خواهم مرد
کسی حس کرد من بی تو
تمام هستی ام از دست خواهد رفت
و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد
کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد
من با آنکه می دانم
تو هرگز یاد من را با عبور خود نخواهی برد
هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام ،
برگرد
ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد
و بعد از اینهمه طوفان و وهم و پرسش و تردید
کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت
تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو
در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم
و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید
کنار انتظاری که بدون پاسخ و سردست
و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل
میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر
نمیدانم چرا؟
شاید به رسم پروانگی مان باز
برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت
لاک پشت خانه را برای پیدا کردن یک جای مناسب ترک کردند. در سال دوم سفرشان بالاخره پیداش کردند. برای مدتی حدود شش ماه محوطه رو تمیز کردند، و سبد پیکنیک رو باز کردند، و مقدمات رو آماده کردند. بعد فهمیدند که نمک نیاوردند!
پیکنیک بدون نمک یک فاجعه خواهد بود، و همه آنها با این مورد موافق بودند. بعد از یک بحث طولانی، جوانترین لاک پشت برای آوردن نمک از خانه انتخاب شد.
لاک پشت کوچولو ناله کرد، جیغ کشید و توی لاکش کلی بالا و پایین پرید، گر چه او سریعترین لاک پشت بین لاک پشت های کند بود!
او قبول کرد که به یک شرط بره؛ اینکه هیچ کس تا وقتی اون برنگشته چیزی نخوره. خانواده قبول کردن و لاک پشت کوچولو به راه افتاد.
سه سال گذشت... و لاک پشت کوچولو برنگشت. پنج سال ... شش سال ... سپس در سال هفتم غیبت او، پیرترین لاک پشت دیگه نمی تونست به گرسنگی ادامه بده . او اعلام کرد که قصد داره غذا بخوره و شروع به باز کردن یک ساندویچ کرد.
در این هنگام لاک پشت کوچولو ناگهان فریاد کنان از پشت یک درخت بیرون پرید،« دیدید می دونستم که منتظر نمی مونید. منم حالا نمی رم نمک بیارم»!!!!!!!!!!
نتیجه اخلاقی:
بعضی از ماها زندگیمون صرف انتظار کشیدن برای این می شه که دیگران به تعهداتی که ازشون انتظار داریم عمل کنن. آنقدر نگران کارهایی که دیگران انجام میدن هستیم که خودمون (عملا) هیچ کاری انجام نمی دیم

1 - در صورتی که حرکت نقطه متحرک را تعقیب کنید تنهایک رنگ را می بینید، صورتی.
٢- حالا لحظاتی به علامت + که در وسط قراردارد خیره شوید. نقطه متحرک را پس از لحظاتی به رنگ سبز خواهید دید.
٣- حالا زمان بیشتری را بر روی علامت + تمرکز کنید، پس از لحظاتی نقاط صورتی آهسته آهسته ناپدید خواهند شد.
عجیب اینجاست که هیچ نقطه سبزی در این عکس در کار نیست و در واقع نقاط صورتی نیز ناپدید نمی شوند.
دوست من تست کن و نظرتو بگو
گفتم نرو پرپر میشم
گفتی: میخوام رها باشم
گفتم: آخه عاشق شدم
گفتی:میخوام تنها باشم
گفتم: دلم
گفتی: بسوز
گفتی: یه عمری باز هنوز
گفتم: پس عمرم چی میشه
گفتی: هدر شد شب و روز
گفتم: آخه داغون میشم
گفتی: به من خوش میگذره
گفتم: بیا چشمام تویی
گفتی: آخر کی میخره
گفتم: منو جنس میبینی؟
گفتی: آره بی قیمتی
گفتم: یه روز کسی بودم
با من نکن بی حرمتی
گفتم: صدام میمیره باز
گفتی: با درد بسوز بساز
گفتم : حالا که پیر شدم
گفتی: که از تو سیر شدم
گفتم: تمنا میکنم
گفتی: میخوام خردت کنم
گفتم: بیا بشکن تنو
گفتی: فراموش کن منو
@@@.....................@@@@...........@@@.................@@......@@@@@@@@@..... @@@.................@@........@@.........@@@..............@@.......@@@................@..... @@@................@@..........@@..........@@@...........@@........@@@..........@........... @@@...............@@............@@...........@@@........@@.........@@@@@@@........... @@@...............@@............@@.............@@@.....@@..........@@@@@@@........... @@@..........@...@@..........@@...............@@@...@@...........@@@..........@........... @@@@@@@....@@........@@.................@@@.@@............@@@................@..... @@@@@@@......@@@@@......................@@@@..............@@@@@@@@


گاهی آنقدر دلم از زندگی سیر می شود...
که میخواهم تا آسمان پرواز کنم و
رویش دراز بکشم...
آرام و آسوده...
مثل ماهی حوضمان که
چند روزیست
روی آب است...
یکی بود... یکی نبود...
اونی که بود تو بودی، اونی که با هیچ کس نبود،من بودم...
یکی رفت، یکی نرفت...
اونی که رفت تو بودی، اونی که مونده و هنوز نرفته،من بودم...
یکی گفت، یکی نگفت...
اونی که گفت تو بودی، اونی که به هیچ کس عشقش رو نگفت،من بودم...
یکی خواست،یکی نخواست...
اونی که خواست تو بودی،اونی که غیر از تو هیچ کس و نخواست،من بودم...
یکی رفت سفر،یکی نرفت سفر...
اونی که رفت سفر تو بودی،اونی که تا حالا نرفته و داره انتظار می کشه من بودم...
یکی موند،یکی نموند...
اونی که موند تو بودی،اونی که غیر از تو با هیچ کس نموند من بودم...
یکی دل داد،یکی دل نداد...
اونی که دل داد تو بودی،اونی که تا حالا،دلشو
حتی نگاشو به هیشکی نداد،من بودم...
یکی خندید،یکی نخندید...
اونی که همیشه می خندید و ترسی نداشت تو بودی،
اونی که از ترس نمی خندید،من بودم...
یکی رها،یکی زندونی...
اونی که رها بود تو بودی، اونی که مثل زندانی ها خودشو
به هیچ کس نشون نداد که مبادا دلش بلرزه،من بودم...
یکی در حرکت،یکی در انتظار...
اونی که در حرکته تو بودی،اونی که به انتظارت نشسته من بودم...
یکی شد، یکی نشد...
اونی که شد تو بودی،اونی که نخواست نیمه ی کسی بشه من بودم...
آره من بودم...

من همون تنهاترینم که دلم رو به عشق تو سپردم
تو همون امید بودنی که به امید تو هنوز نمردم
من همون خیلی دیوونم که همیشه عاشقت میمونم
تو همون معشوق نابی که روز و شب اسمتو میخونم
من همون خسته ترینم که دیگه طاقت دوریتو ندارم 
تو همونی که آرزومه دست تو دست گرم تو بذارم
من همون دریای دردم که میخوام دورت بگردم
تو همونی که اگه بخندی منم با خنده هات میخندم
من همون عاشق ترینم که اگه بخوای واست میمیرم
تو همون فرشته نجاتی که یه روز میای و نمیذاری من بمیرم
من همون بدون ماهم که حتی ستاره هم ندارم
تو همون ماه و ستارم که با تو دیگه هیچی کم ندارم

از اون بالا تماشا کن ....
خدایا سرده این پایین از اون بالا تماشا کن
اگه میشه فقط گاهی خودت قلب منو ها کن !
خدایا سرده این پایین ببین دستامو می لرزه
دیگه حتی همه دنیا به این دوری نمی ارزه
تو اون بالا من این پایین ، دوتاییمون چرا تنها ؟
اگه لیلا دلش گیره ، بگو مجنون چرا تنها ؟!
بگو گاهی که دلتنگم ، ازاون بالا تو می بینی
بگو گاهی که غمگینم تو هم دلتنگ و غمگینی
خدایا ! من دلم قرصه ! کسی غیر از تو با من نیست !
خیالت از زمین راحت که حتی روز روشن نیست !
کسی اینجا حواسش نیست که دنیا زیر چشماته
یه عمره یادمون رفته ، زمین دار مکافاته !
فراموشم شده گاهی ، که این پایین چه ها کردم
که روزی باید از اینجا بازم پیشه تو برگردم
خدایا ! وقت برگشتن یه کم با من مدارا کن
شنیدم گرم آغوشت ، اگه میشه منم جا کن ....


رفتم پمپ بنزین به یارو میگم ۴۰ تا بزن
میگه ۴۰ لیتر؟
پَـــ نَ پَــــ ۴۰ تا قاشق چای خوری
به دوستم میگم فهمیدی مریم جدا شد؟؟؟ میگه از شوهرش؟؟؟؟؟
پَـــ نَ پَــــ چسبیده بود کف ماهیتابه کفگیر زدم جدا شد
دوستم در یخچالو باز کرده,دیده هیچی توش نیس,میپرسه:واقعا خالیه!؟
پَــ نَ پَـــ هیدنشون کردیم که غریبه ها نبیننشون !!
دارم رو تردمیل میدووم یارو میگه اینجوری میدویی لاغر کنی؟؟
پـَــ نَ پـَـــ دارم واسه نقش آفرینی تو سری جدید میگ میگ آماده میشم...!!
پریشب تو خیابون میرفتم داشتم با فندکم بازی میکردم،
پلیس رد شده میگه اون چیه؟ فندکه؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ مشعل المپیکه دارم میبرم لندن!!
۲ ساعته از بیرون صدای قار قار میاد…داداشم میگه صدای کلاغه ؟
پــَ نَ پـــَ قناریه متال میخونه!
رفتم درمونگاه , منشیه میگه : مریض شمایید؟
پَــــ نَ پَــــ من میکروبم , اومدم خودمو معرفی کنم!
با دوستم رفتیم باغ وحش،جلوی قفسِ شیر وایسادیم.
دوستم میگه:شیرِ؟
پَــــ نَ پَــــ… گربه اس باباش مرده ریش گذاشته!
داشتم میرفتم باشگاه وسط راه یادم اومد یه چیزی رو یادم رفته، برگشتم خونه.در زدم داداشم در رو باز کرده با تعجب میپرسه حامد تویی؟!!!نرفتی باشگاه؟
پَــــ نَ پَــــ حامد رسید من دیلیوریشم…
واسه استخدام رفتم یه شرکتی خانومه میگه :شما برای آگهی استخدام اومدین؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ اومدم بگم اصلا رو من حساب نکنین!
رفتم خونه دوستم کامپیوترش خرابه… میگم پاورت سوخته کامل!
میگه یعنی یکی دیگه بگیرم ؟
پَـــ نَ پَــــ سوختگیش جدی نیست پماد سوختگی بزنی خوب میشه
میگم دیشب یه پشه اومده بود تو اتاقم
میگه کشتیش؟
پَــــ نَ پَـــــ اومدم بِزنم، نتونستم ، خونِ من تو رگهاش جریان داشت! ،یهو گفت بابا …!! بعدشم نشَستیم دوتایی تا صبح گریه کردیم ، گوشه اتاق
رفتم جلسه ثبت نام ۱ساعت وایسادم.یارو اومده میگه میخوای ثبت نام کنی؟
پـَـــ نَ پـَـــ اومدم حالتو احوالتو سفید رویتو سیه مویتو ببینم بروم..
هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم …
آمپولارو دادم به پرستاره …میگه آمپول بزنم؟
پَ نه پَ توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم!
عکس نیمه ی راست صورتم رو گذاشتم فیس بوک
اومده میگه : عکس نصفه گذاشتی رو پروفایلت ؟
پـَ نه پـَ توی حراج بودم ۵۰ در ۱۰۰ تخفیف بهم خورده این شکلی شدم
رفتم دم مغازه به یارو میگم قرص پشه داری؟ میگه واسه کشتنش میخوای؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ برا سردردش میخوام!
کمرم درد می کنه یه پارچه بستم بهش. داداشم میگه کمرت درد می کنه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ادای داداش کایکو رو در بیارم.
رفتم بانک پول بگیرم. کارمنده میگه پول رو میبرین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام وایسم اینجا هر کس رقصید بریزم رو سرش شاباش بدم
تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن. خواهرم اومده می گه چیزی شکوندی؟
پـَـ نه پَــ، شیشه نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین!
کله صبحی رفیقم میخواست بیاد درس بخونیم، بهش زنگ زدم گفتم دوتا نون هم بگیر بیار.
گفت واسه صبحونه؟
پـَـ نه پَــ، واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون!
خواهرم از بیرون میاد خونه... میبینه پشت سیستمم... می گه کامپیوتر روشن کردی؟
پـَـ نه پَــ، دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه!
تو هواپیما نشستم دارم دعا میخونم بغل دستیم میگه دعا میکنی سالم برسی؟
پـَـ نه پَــ، دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا میکنم سقوط کنیم!

ضدحال یعنی وقتی یه قرار لطیف تو اینترنت داری connect نشی!
ضدحال یعنی وقتی منتظر فیلم مورد علاقت هستی برق بره!
ضدحال یعنی بعد از کلی مصیبت که بابات برات موبایل ثبت نام کرده همه سیمکارتا بیاد جز مال تو!
ضدحال یعنی روز تولدت bf-ات جلوی دوستات فقط یه شاخه گل بهت بده و تو هم جلو همه سوسک بشی!
ضدحال یعنی gf-تو بیرون با یه پسر دیگه ببینن!
ضدحال یعنی یه جلسه سر کلاس نری فقط همون یه جلسه استاد حضور غیاب کنه!
ضدحال یعنی با شکم گرسنه بری تو صف ژتون تموم کرده باشن!
ضدحال یعنی یه هفته قبل از اینکه جشن تولد بگیری خاله مامانت فوت کنه!
ضدحال یعنی قبض تلفن بیاد ....... تومن!
ضدحال یعنی بعد از کلی مخ زدن تو اینترنت همینکه بیای به نتیجه برسی اشتراکت تموم بشه !
ضدحال یعنی با.۹.۷۵ افتادن!
ضد حال یعنی یه مانتو خوشگل بخری همون روز اول گیر کنه به صندلی پاره بشه!
ضدحال یعنی صبح ساعت ۷ بری سر کلاس استاد نیاد!
ضدحال یعنی شرطی بیدل بزنی امتیازت بشه ۲۵!
ضدحال یعنی بعد اینکه کلی افه زبان اوومدی نمره زبانت بشه۱۰
ضدحال یعنی داداش کوچیکت ۲شاخه مودمو اشتباهن بزنه تو پریز برق!
ضد حال یعنی بری عروسی خانمها و اقایون جدا باشن!
ضدحال یعنی تو اتاقت فیلم نگاه میکنی همینکه میرسه جای.........مامان بیاد تو!
ضدحال یعنی history پاک نکنی همه ایمیلاتو داداشه فضولت بخونه!
ضدحال یعنی نفر ۱۱کنکور شدن!
ضدحال یعنی کارگردان شدن حنا مخملباف!
ضدحال یعنی خواننده شدن میناوند!
ضدحال یعنی پژو RD!
ضدحال یعنی فیلم ژاپنی!
.ضدحال یعنی id caller داشتن!
ضدحال یعنی عشق یه طرفه!
ضدحال یعنی گل خوردن دقیقه ۹۰!
ضدحال یعنی صبح روزی که با دوستات میخوای بری کوه بارون بیاد!
ضدحال یعنی از سرویس دانشگاه جا موندن!
ضدحال یعنی با ماشین بابا جریمه شدن!
ضدحال یعنی سلام کنی جوابتو ندن!
ضدحال یعنی عینکت سر جلسه امتحان بیفته زمین بشکنه!
ضد حال یعنی سر جلسه امتحان خدکارت تموم بشه!
ضدحال یعنی با gf-ات بری کافیشاپ دخترخالتو ببینی!
ضدحال یعنی تاکسی سوار شی وسط راه بنزین تموم کنه!
ضدحال یعنی دفترچه تلفنتو گم کنی!
ضد حال یعنی اونیکه خیلی دوستش داری رو نتونی ببینی!
لبهایت را به لبهایم نزدیک کن
بگذار گرمی نفسهایت وجودم را بسوزاند
نفسهایت با من حرف میزند
و چه بلند فریاد میکشد
با من بمان
یواشتر ، روزگار خواب است
نگذار روزگار بیدار شود
که لذت خاله بازی های ما را
همچون پدری خشمگین
از ما بگیرد.
بگذار بازدم تو دم من باشد
بگذار هوا را بین لبهایمان قسمت کنیم
بگذار........
.: Weblog Themes By Pichak :.







































